على زمانى قمشه اى

382

هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي )

ميان أهل سنت وشيعه مشهور ومعروف است . گروه ديگرى نيز با بهره‌گيرى از « واژگان روايات » بر اين باورند كه در برخى از أحاديث براي غروب شروط وقيودى در نظر گرفته شده كه بايد در معناى آن بكار رود واز جمله آنها رفتن سرخى مشرق از سمت الرأس « حمره مشرقية » است وبه ديگر سخن مطلقاتى كه در آنها قيد وشرط وجود ندارد بايد بر مقيداتى حمل گردند كه قيد وشرط دارند ( حمل مطلق بر مقيد ) از اين رو مفهوم مغرب عبارت است از ناپديد شدن خورشيد در أفق غرب به إضافة رفتن « حمره مشرقيه » اين قول مشهورتر ( اشهر ) از أول وموافق با احتياط عملي است بر اين أساس در عروه الوثقى مىخوانيم « يعرف المغرب بذهاب الحمرة المشرقية عن سمت الرأس » « 1 » دليل قول اشهر : با ناپديد شدن آفتاب در أفق غرب اشعهء آن به تدريج از أفق مشرق رخت بر مىبندد - وتاريكى جاى آن را مىگيرد - تا وقتي كه سرخى نور خورشيد از سمت سر انسان به جانب أفق غرب عبور كند وبه حمره وسرخى ديگرى كه در ناحية مغرب پديد مىآيد متصل گردد . زمان عبور حمره مشرقيه در افاق استوايى بين ده تا 12 دقيقه است وبا زياد شدن عرض شهرها بر مدت آن افزوده مىشود چنان كه در أفق قم بين 4 تا 5 درجه تحديد شده كه با نيم درجه احتياط بين 18 تا 22 دقيقه خواهد بود بدين معنا كه از أوايل فروردين از 18 دقيقه به جانب 22 دقيقه افزايش مىيابد وبا گذشت سه ماه ( رأس السرطان ) به بيشترين

--> ( 1 ) - عروه الوثقى ، همانجا